پنجمین باب ورود به بهشت

 

در پنجمین فصل کتاب امامت، روایت زندگى ات را نوشته اند: نامت محمد است و تصویر محمد، صلى الله علیه و آله، رسول خدا، در آیینه چشمانت افتاده است.

لقبت باقر است و پهناى علوم دینى را شکافته اى؛ شیعه هنوز از دسترنج کِشته هاى تو بهره مى گیرد.

کُنیه ات ابوجعفر است و تشیع جعفرى، در دست تو بزرگ شده است.

خانه اى که در آن نفس کشیدى، عطر و عود نیایش داشت و دامنى که در آن رشد یافتى، نظیر نداشته است.

پنجمین نامه مهر شده وصیت را به تو سپرده اند؛ تو، پنجمین تفسیر قرآن و پنجمین باب ورود به بهشت موعودى.

صبحى که تو در آن شکفته شدى، سپیده دمى بود که علم از دریچه روحت، راه ورود خویش را بر جهان هستى گشود.

اى کلیددار مخزن الاسرار توحید و اى شکافنده علوم! طلوع تو، ریزش دریاى علم بر دامان خلقت بود؛ مگر نه این که در این قبیله، میوه هاى حلال زاده عشق، به ریشه هاى اجدادى خود مى روند؟

نسبت تو را با على علیه السلام ، از شبگردهاى کوله بار سخاوتت خواهم شناخت؛ حتى آنجا که آب هاى زمانه ات را گِل مى کنند تا تصویر ماه رخسار تو در آن پدیدار نشود.

تو آمده اى تا با سلاح اعتدال، صلاح الهى را در زمین بگسترانى و هر جا دست هاى مغالطه کاران، اسلام را به بیراهه مى راند، راهنماى طریق باشى.

شأن نزول تو اى آیه علم و دانش، خلع سلاح شبهه برانگیزانى است که در غبار غفلت، قصد ربودن قافله دین از مسیر مستقیم را اراده کرده اند. بیا تا تفسیر روشن تو، اندیشه هاى شب زده غالیان را رسوا کند و منطق تو، پرده از رخسار حق بردارد.

فیس بوک Facebook فارسی العربی English
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل دانش آموختگان جامعة المصطفی العالمیه می باشد