3 ذی الحجّه - ازدواج امير المؤمنين علي علیه السلام با حضرت فاطمه سلام الله علیها

 

و از حوادث سال دوم هجرت ازدواج ميمون امير المؤمنين على علیه السلام با فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود كه به امر پروردگار صورت گرفت.

و ملخص آن، چنانكه در روايات بسيارى از شيعه و اهل سنت رسيده است، چنان بود كه چون فاطمه به سن رشد رسيد، بزرگان اصحاب آن حضرت از مهاجر و انصار براى خواستگارى فاطمه به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و پاسخى كه پيغمبر خدا به همه آنها مى‏داد اين بود كه من در مورد ازدواج فاطمه منتظر فرمان و دستور خدا هستم و گاهى هم صغر سن و كم سالى فاطمه را دليل بر رد درخواستشان ذكر مى‏فرمود و كسى كه تا به آن روز به اين عنوان نزد پيغمبر صلی الله علیه و آله نرفته بود، على علیه السلام بود.

روزى عمر و ابوبكر كه هر كدام براى خواستگارى رفته بودند و همان پاسخ را شنيده بودند با خود گفتند: چنين به نظر مى‏رسد كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فاطمه را براى على نگاه داشته، خوب است‏ به نزد على برويم و او را براى اين منظور نزد پيغمبر بفرستيم و از آن سو جبرئيل نيز نازل شده و دستور ازدواج فاطمه را با على علیه السلام از طرف خداى تعالى به پيغمبر ابلاغ كرد.

براى اين منظور روزى به جستجوى على علیه السلام رفته و او را در نخلستانى كه مشغول آبيارى درختان خرما بود پيدا كردند و پيشنهاد خواستگارى كردن فاطمه علیه السلام را از رسول خدا صلی الله علیه و آله بدو دادند و على علیه السلام نيز كه خود مايل به اين كار بود با پيشنهاد آن دو نفر دست از كار كشيد و پس از آنكه وضو ساخته و دو ركعت نماز خواند به خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد ولى شرم و حيا مانع شد كه منظور خود را بر زبان آورد و رسول خدا صلی الله علیه و آله از وضع ورود و نظر كردن به چهره على علیه السلام مقصود او را دانسته و بدو گفت:

براى خواستگارى فاطمه آمده‏اى؟ و چون پاسخ مثبت ‏شنيد، از او پرسيد: براى انجام اين كار از مال دنيا چه دارد؟ على علیه السلام عرض كرد: شمشيرى و اسبى و زره‏ام و شتر آبكشم. پيغمبر فرمود: اما شتر آبكش و شمشير و اسب را كه نمى‏توانى صرف اين كار كنى و همه آنها مورد حاجت توست ولى زره خود را مى‏توانى صرف اين كار كنى.

على علیه السلام به بازار آمد و زره خود را به چهارصد و هشتاد درهم فروخت و آن پول را آورده در دست پيغمبر ريخت، آن حضرت نيز مقدارى از آن پول را به مقداد بن اسود داد تا جهيزيه‏اى براى فاطمه تهيه كند، مقداد هم به بازار رفته و سنگ آسيايى با ظرفى براى آب و تشكى از پوست ‏خريدارى كرده به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد و آن حضرت به كمك يكى از زنان وسايل ازدواج و زفاف زهرا سلام الله علیها را فراهم كرد و پس از جنگ بدر مراسم زفاف و عروسى انجام شد.

 

منبع: رسولى محلاتى؛ زندگانى حضرت محمد صلی الله علیه و آله ص 296

فیس بوک Facebook فارسی العربی English
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل دانش آموختگان جامعة المصطفی العالمیه می باشد