23 جمادي الثاني - خلافت عمر بن خطاب - سال 13 هجري قمري

 

ابوحفص، عمر بن خطاب بن نفيل عدوي، كه نام مادرش حنتمة بنت هاشم بن مغيره مخزومي بود، در حدود سال 13 عام الفيل، در مكه معظمه به دنيا آمد و پس از ظهور اسلام توسط حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلّم، بسان ساير اهالي مكه با اين پديده جديد مخالفت و دشمني مي نمود و در اين راه سخت گير و متعصب بود و حتي به خاطر مسلمان شدن خواهرش فاطمه بنت خطاب و همسرش سعيد بن زيد، با آنان مشاجره و دعوا نمود و چنان ضربتي بر سر خواهرش وارد ساخت كه سرش را شكسته و خون را بر سر و صورت او جاري ساخت.(1)

وليكن مدتي پيش از هجرت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلّم به مدينه منوره، او نيز مسلمان شد و به مدينه مهاجرت كرد.

پس از رحلت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلّم وي از افرادي بود كه بدن مطهر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلّم را در خانه اش رها و براي تعيين خليفه وقت، به سوي سقيفه بني ساعده شتافت. عمر از عناصر اصلي بيعت با ابوبكر بود و در اين راه، بسيار سماجت كرد و سرانجام با اجبار و اكراه، از عموم مردم براي وي بيعت گرفت و در اين راه جنايت هاي متعددي مرتكب گرديد، كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلّم در حديثي آن را پيش گويي كرده بود.(2)

در دوران خلافت ابوبكر، به ظاهر او خليفه مسلمين، ولي در باطن، همه كاره حكومت، عمر بن خطاب بود. در تاريخ يعقوبي آمده است: و كان الغالب علي أبي بكر، عمر بن الخطاب.(3)

ابوبكر بن ابي قحافه هنگامي كه به مرگ خويش اطمينان پيدا كرد، عثمان بن عفان را طلبيد و به وي دستور داد كه جانشيني عمر بن خطاب را با اين عبارت بنويسد: بسم الله الرّحمن الرّحيم، هذا ما عهد ابوبكر خليفة رسول الله الي المؤمنين و المسلمين: سلام عليكم. فانّي احمد اليكم الله، امّا بعد فانّي قد استعملت عليكم عمر بن الخطّاب، فاسمعوا و اطيعوا، و انّي ما ألوتكم نصحاً. والسّلام.(4)

گويند ابوبكر پيش از انتصاب عمر بن خطاب، با برخي از صحابه معروف، هم چون طلحة بن عبيدالله، عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن عوف در اين باره مشورت كرد.(5)

ولي به نظر مي رسد كه ميان او و عمر بن خطاب از سابق، اين تعهد دو جانبه وجود داشته و بر اساس آن، عمل كردند.

به هر روي، پس از وفات ابوبكر و غسل و كفن او، عمر بن خطاب بر وي نماز گزارد و مابين نماز مغرب و عشا او را در جوار قبر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلّم دفن نمودند. در روز بعد، عمر بن خطاب به مسجد رفت و در حضور مردم، بر فراز منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم قرار گرفت و يك پله پايين از جايي كه ابوبكر مي نشست، نشست و مرگ ابوبكر را تسليت گفت. آن گاه به حاضرين مجلس گفت: خداوند متعال مرا به شما و شما را به من مبتلا (و آزمايش) گردانيد و مرا پس از دو ستم (ابوبكر) در ميان شما باقي گذاشت.

سپس صحبت هاي ديگري نيز براي مردم به عمل آورد و از مردم بيعت گرفت.(6)

گرچه انتصاب وي به خلافت و اخذ بيعت از مردم، خلاف وصيت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلّم و روش معمول و پذيرفته مسلمين در انتخاب آزاد بود، با اين حال، مسلمانان مجبور به بيعت با او بودند و الا براي خويش امنيت و آرامشي پيش بيني نمي كردند.

نويسنده كتاب "عمر بن الخطاب" در اين باره گفت: و بايع المسلمون عمر بالخلافة بين راض و متكره، و مطمئن و متخوف و جميعهم ينظرون مايكون من عمر في يوم الجديد.(7)

عمر بن خطاب، پس از استقرار در مقام خلافت، در نخستين اقدام عملي خود، خالد بن وليد را از فرماندهي سپاه مسلمانان در شام، عزل و به جاي وي ابوعبيده جراح را منصوب كرد.(8)

هم چنين وي در تقسيم بيت المال در ميان مسلمانان، روش پيامبر صلی الله علیه و آله و سلّم و ابوبكر بن ابي قحافه را كه بر اساس مساوات بود، تغيير داد و به روش خاصي، عده اي را بر عده ديگر ترجيح داد و سهم بيشتري براي آنان تعيين نمود.(9)

وي پس از ده سال و نيم حكومت، سرانجام در ذي حجه سال 23 قمري به دست فيروز ابولؤلؤ ايراني كشته شد.(10)

 

پی نوشت:

1- تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 388

2- اللمعة البيضاء (تبريزي انصاري)، ص 835

3- تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 138

4- همان، ص 136

5- تاريخ ابن خلدون، ج1، ص488؛ وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 279

6- تاريخ المدينة (نميري)، ج2، ص 674؛ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 139؛ البداية و النهاية (ابن كثير)، ج7، ص 22

7- عمر بن الخطاب (عبدالرحمن احمد البكري)، ص 96

8- الفتوح (ابن اعثم كوفي)، ص 81؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 488

9- عمر بن الخطاب، ص 96

10- تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 540

فیس بوک Facebook فارسی العربی English
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل دانش آموختگان جامعة المصطفی العالمیه می باشد