27 صفر - كشته شدن اسود عنسى، به تدبير فرماندار يمن - سال 11 هجرى قمرى

 

أسود عنسى كه نامش عبهلة بن ‏كعب و ملقّب به "ذوالخمار" بود، در سالهاى آخر عمر پيامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم، در يمن ادّعاى پيامبرى نمود و خود را به "رحمان‏يمن" معروف ساخت.(1)

أسودعنسى كاهنى شعبده‏باز ، شيرين‏سخن و خوش‏گفتار بود كه پيش از درگذشت باذان (حاكم ايرانى‏نژاد يمن) زمينه‏اى براى ادعاى دروغين پيامبرى نيافته بود، زيرا تا زمانى كه "باذان" زنده بود و به عنوان استاندار منصوب پيامبراكرم صلی الله علیه و آله و سلم در يمن حكمرانى مى‏نمود، چنان استيلايى بر يمن داشت كه همه اهالى آن منطقه، ايمان آورده و به پيامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم گرويده بودند. امّا پس از درگذشت باذان و تجزيه شدن حكومت يمن در دست چند عامل تازه منصوب از سوى پيامبراكرم صلی الله علیه و آله و سلم، مخالفان اسلام در آن سرزمين قدرت يافته و مسلمانان را تضعيف نمودند.

أسود عنسى كه مترصد چنين وضعيتى بود، شورش را آغاز كرد و در اندك زمانى سراسر يمن را به تصرف خويش درآورد و عاملان پيامبراكرم صلی الله علیه و آله و سلم را ناچار به گريز از منطقه كرد و شهر بن ‏باذان را كه پس از درگذشت پدرش بر منطقه‏اى از يمن حكومت داشت و به جنگ او رفته بود، در جنگ به شهادت رسانيد و با همسرش بنام "آزاد" به اجبار و اكراه ازدواج كرد.

پيامبراكرم صلی الله علیه و آله و سلم به عاملان خود در يمن و حضرموت، پيام فرستاد كه همه، دست به كار شده و با اتحاد و جهاد خود، از پيشروى كفر و ضلالت جلوگيرى نمايند.

تمامى عاملان پيامبراكرم صلی الله علیه و آله و سلم و صاحب نفوذان مسلمان و مسيحى در يمن، همداستان شده تا در يك زمان مناسب بر اسودعنسى بتازند و او را از ميان بردارند. ولى او از اتّحاد دشمنان خود باخبر گرديد و جمعيت آنان را پراكنده كرد.

فيروز كه پس از درگذشت باذان و كشته شدن شهر بن ‏باذان به دست اسودعنسى، رياست ايرانيان مقيم يمن را )كه معروف به ابناء بودند( بر عهده داشت، با "آزاد" بيوه شهر بن‏ باذان كه به اجبار به همسرى اسود عنسى درآمده بود و دخترعموى فيروز بود، هم‏پيمان شد تا در فرصتى مناسب اسود عنسى را به قتل رسانند. سرانجام با تدبير اين بانوى شجاع و مسلمان ايرانى‏تبار (يعنى آزاد)، اسود عنسى در شب 27 صفر سال 11 هجرى قمرى به دست فيروز، به هلاكت رسيد و توطئه بزرگ شيطانى كه مى‏رفت فراگيرتر گردد و حتّى به حجاز هم سرايت كند، از ريشه كنده شد.

جبرئيل امين، اين خبر مسرت‏بخش را به پيامبراكرم صلی الله علیه و آله و سلم رسانيد. آن حضرت در حالى كه آخرين روزهاي عمرش را طى مى‏كرد و در بستر بيمارى افتاده بود، بسيار خرسند گرديد و فرمود: ديشب عنسى به قتل رسيد، مردى خجسته به نام فيروز او را كشت.

امّا رسولان يمن كه خبر هلاكت اسودعنسى را از سوى فيروز به مدينه مى‏آوردند، هنگامى به مدينه منوّره رسيدند كه پيامبراكرم صلی الله علیه و آله و سلم رحلت كرده بود و مسلمانان در رحلت او سوگوار بودند.(2)

فتنه اسودعنسى از آغاز تا پايان آن، به مدت سه ماه و به روايتى، چهار ماه ادامه داشت، تا به دست مردى از تبار ايرانيان كشته شد و غائله‏اش پايان يافت.(3)

 

پی نوشت ها:

1- تاريخ ‏اليعقوبى، ج2، ص 15

2- تاريخ ‏ابن‏خلدون، ج1، ص 464

3- نك: تاريخ ‏الطبرى، ج3، ص 227؛ تاريخ ‏دمشق (ابن عساكر)، ج49، ص 11 و بحارالانوار (علامه مجلسي)، ج21، ص 412

فیس بوک Facebook فارسی العربی English
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اداره کل دانش آموختگان جامعة المصطفی العالمیه می باشد